داستان خواندنی فرشته

آیتگ، شبکه اجتماعی محبوب جوانان ایرانی، شبکه اجتماعی مجازی، نرم افزار چت، چت و گفتگو، نرم افزار چت ایرانی، chat , گروه های مجازی، پرو فایل اختصاصی آپلود فایل های شخصی, پروفایل دوستان، چت خصوصی

شبکه اجتماعی

آیتگ شبکه اجتماعی محبوب جوانان ایرانی

ITEG

iteg , it , chat , forum

تالار گفتگو ، چت و گفتگوی آنلاین
information technology experts group
پروفایل اختصاصی من

آیتگ

آی تی

1390-11-27 - 23:27
 داستان خواندنی فرشته 
aral
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:8348
تعداد پستها:249 علایق:تنهایی


 #
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟




خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد

اما کودک هنوزاطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه،گفت : اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند.

خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود

کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟...

خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟

اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟

فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .

کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.

خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.

کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.

او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:

خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..

خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:

نام فرشته ات اهمیتی ندارد، می توانی او را ...

*** مـادر***

صدا کنی




____________________________
سکوت تنها دوستی است که هرگز خیانت نمی کند!

تشکرها: ashk, ironman,    


28-11-1390 - 11:00
  
ironman
[کاربر دائمی آیتگ]
امتیاز:111546
تعداد پستها:5376 شغل: تعویض خون و تعمیر قلب های شکسته
علایق:فقط عشقم


 #
عالی بود               





____________________________
دکمه در این فضای مجازی که همگی در آن غریب هستیم نشان دهنده شخصیت همه هست.

تشکرها: aral,